یه والپپر  دیگه...

از نظراتون شدیدا  ممنونم...

یه کم منو امید وار کردین. یکی از مشکلاتی که ما در این دو ماه باقی مانده از بهار داریم امتحان های زیاد و اعصاب خورد کنه که همیشه رو اعصاب ادم راه می رن...برای  همین در این دو ما دوستان  عزیز کمتر آپ می کنن.مخصوصا اگه بچه های سمپادی باشن. پس شما به بزرکواری خودتون بخشید...!

اینم یه والپپر از ایل گوک جون شاید قبلا دیده باشین.ولی برای  دسکتاپ قشنگه!

 

اینم یکی دیگه...

نظر یادتون نره....

امپراطور باد ها

پشت صحنه ی امپراطور باد ها:

اینم از افسانه های کره ای:

شبکه ی (آریرانگarirang)

اینو درباره ی سونگ نوشته...!

First off, he immediately started shooting for the drama, "The Kingdom of Winds," after getting married last year. Song Il-gook has had absolutely no spare moment to breathe, and time has flown by so fast! His drama wrapped in January of 2008 and then he and his new wife went on a late honeymoon. He's also been modeling for a clothing line and drove female fans crazy at the autograph session. In not-so-happy news, Song Il-gook is still wrapped up in last year's incident, but we hope everything will settle down soon and he will return to the screen!

منم آرزو می کنم هر چی زود تر برگرده به سینما و فیلمای جدید تری بسازه...! 

سلام

واقعا از نظراتتون متشکرم.مردم ۱۲۰ تا نظر دارن قیافشون این شکلیه

من ۱۲ تا نظر دارم دارم می پرم بالا.البته فکر کنم این برای اینه که من خیلی کم نظر می دم...و خیلی هم ولاگ  بزرگی ندارم!

 

این  چند صفحه از مجله ی show korea  است که در مورد سونگه...

 

 

اون تور دروازه ی فوتباله...؟سونگو فوتبال؟

فشار عصبی...

خب ...نظر یادتون نره...

والپپر

سلام!می بینم که نظر ها روز به روز تحلیل می ره(آب میره؟)

۸-۵-۵-۳-؟

با این حال من یه والپپر خوشگل موشکل از سونگ گذاشتم!به شرطی که از این به بعد مارو ناامید دیگه نکنین!این روی کسکتاپ خیلی قشنگ می شه...http://www.4shared.com/dir/14312539/fd548e05/sharing.html

دو  کلیپ و یک آهنگ!

لینک سه تا کلیپ رو گذاشتم .برای مشاهده و دانلود بکلیکین!

دانلوداین در باره ی سونگ ایل گوکه!

دانلود دوم این در باره ی سونگ ای گوکه!

دانلود سوم این یه آهنگ از سونگ ایل گوکه!

دانلود اول و دوم زود دانلود میشن!هر دو تا به نظر من خوبن...دانلود آخری یه خورده طول می کشه...

واقعیت یا دروغ!

خدا کنه واقعی باشه

چی؟

خبر نداری؟

نصف عمرت در فنا شد...بابا ایل گوک می خواد بیاد ایران!

هوهوهوهوووووووووووووووووووووووووووو!

خوش اومدی!

 기쁜     

نمی دونم....شما چی فکر می کنین...قراره امروز بیادا....

اوف دارم دیوونه می شم...  


امروز صبح معلوم شد همش دروغه

من که اصلا تعجب نکردم...

ناراحتم نشدم

ولی بعضی ها که شایعه پراکنی کرده بودند اینطور شدن

بعضی ها هم اینطور شدن

این جوری هم بوده

من این طور شدم

دوستم اینطور شد

این شکل ها هم دیده می شد

شما چیطوری شدین؟

اونایی که شکست عشقی خوردن ناراحت نباشن چون ما خیلی با اراده ایم.همهمون با یه پرواز می ریم کره...

یه پست متفاوت آموزشی

خیلی وقته که مدرسه نرفتیم و در نبود معلمین محترم خوش حالیم.ولی من می خوام یه چندتا مطلب مفید ومهم یادتون بدم...

۱-کره ای ها همیشه فامیلیشون رو اول می نویسن.مثل سو یانگوم یا مین گیسو .(در واقع اسم کوچیکش گیسوئه)پس خانومای محترمی که گرفتار عشق سونگ ایل گوک شدین نگین سونگ جون باید بگین ایل گوک جون.

۲-کره ای ها وقتی همدیگر رو صدا می کنن به آخر اسم طرف مقابلشون (ا) اضافه می کنن.مثلا توی سریال متشکرم وقتی پوم گم میشد و صداش می کردن میگفتند پوما. و در سریال جومونگ هم مادر جومونگ وقتی صداش می کنه بهش میگه جومانگ.پس شما عزیزان نباید بگین سریال جومانگ.غلطه چون شما که صداش نمی کنین.

 

۳-اگه قصد سفر به کره رو دارین اینا رو بخونین و یاد بگیرین.چیز هایی که داخل پرانتز ها هستند تلفظ هستند.

안녕(an-nyeong):Hi/bye,bye/so long

How are you:(eo-tteo-k'eji-naes-seo-yo-gay)어떻게 지냈어요

어이(eo-i):Hello

감사(gam-sa):thanks

and:(tto)또

song il gook:송일국

 
사바:Saba
I:(na)나
you:(ne)네
Love:(goe-da)괴다
اگه کلمات بیشتری می خواین تو نظر ها بنویسید تا منم بذارم همین جا...

 

نقاشی!

چه قدر هنر منده...!نمی دونستم نقاشی هم می کنه.بازیش تو فیلما که حرف نداره.جدیدا خواننده هم که شده.مدل هم هست.شمشیر باز کوهنورد کلا ورزشکاره...عکاس ماهری هم هست.حالا این جارو داشته باشین ببینین چی کشید!

این دختر رویا هاشه که شباهت زیادی به بنده داره...

عجب....

 

آخرین و اولین هفته!

سلام .امروز چندمه. پنجم؟

خوب خیلی دیر کردم. به خاطر این که۲۶ اسفند (ساعت ۳ نیمه شب)برامون مهمون اومد از  شیراز. خیلی باهاشون حال کردم ولیکن که این خوشی ها زود ه پایان رسید. ۲۷ اسفند به ما خبر دادن که مادر بزرگ مامانم به رحمت خدا رفت. شیرازی های بیچاره هنوز یه روز از اقامتشون نگذشته بود که رفتن خونشون. ولی چهارشنبه سوری حرف نداشت.ای جا بارون میومد. انگار که خدا شیر آب رو باز گذاشته بود...

بچه(پسر) ها تو بارون می رقصیدن ما هم فیض می بردیم.از لحاض داشتن مواد منفجره هم وعضمون عالی بود...بالا خره با لباس گل و شل و خیس رفتیم خونه...بعد از شام  خوابیدیم چون خسته بودیم(ساعت ۳-۷  خوابیده بودیم) .بعد ساعت ۲ شب بیدار شدیم تا بریم بجنورد. چون مادربزرگ مامانم بجنوردیه...

خلاصه صبح رسیدیم بجنورد.ما بر خلاف سال های قبل قرار نبود بریم مسافرت.منم برای عید کلی برنامه داشتم ولی نشد...

بجنورد که رفتیم مراسم تجهی جنازه(درسته؟؟؟) بود نذاشتن ما بریم.چون ما روح لطیفی داریم. هیچی دیگه همش گریه زاری بود.سال ۸۷ آخرین زهر خودشو ریخت. بعدشم مراسم سوم و ختم و از این جور چیزا بود. البته ما بعد از ظهر ها می رفتیم تو شهر حالمونو می کردیم.

سال تحویل عالی بود همه دور هم جمع شده بودیم .وقتی سال تحویل شد همه دست زدیم.بعد معلوم شد سال تحویل نشده پس دوباره دست زدیم بهد آن بازم دست زدیم چون سال تحویل شد.

بعد یه نفر دوربینو گرفت و  فیلم گرفت هر کس احساس قلبی خودشو اعلام می کرد مثلا:

یه نفر گفت کموچه های پشتی رو آفالت کنین.

۲-از همه ی دستندرکاران تشکر می کنم.فلانی وفلانی و...

۳-خدا امواتتون ورو بیامرزه.

۴-خیلی احساس قشنگیه دور هم هستیم.فرصتی است که پول جمع کنین من داماد شم.

۵-یکی می گفت دیشب رخت خوابا خیلی راحت بود

۶-خواهشا اونایی که قراره عیدی بدن سریع تر بدن...

۷-...

جالبه بدونین ما ۲۷ نفر بودیم.روز یک فروردین هم عید اون خدابیامرز بود که خوب بود.بعد از ظهر گفتیم چه کاریه که بریم آمل می ریم مشهد  (خونه ی دایی مامانم که از دایی خودمون بهشون نزدیک تریم) بعد از اونم بعد آخر  هفته ۲۷ نفر ی می ریم آمل.

اما ما چون میز ان بودیم و بابام هم باید می رفت مرخصی بگیره دو روز زود تر اومدیم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نکات جالب:

وقتی پسر دایی مامانم داشت چایی تعارف می کرد یکی از خانوما بهش گفت خدا بیامرزدتون  د ومین بار که رفت استکان ها رو جمع کنه خانومه گفت خدا رحمتتون کنه(کشتن بیچاره رو...)

 

وقتی یوزارسیف داشت زلیخا رو جوون می کرد یا اصلاحش می کرد گوشه ی تلویزیون نوشته بود اصلاح الگوی مصرف.وقتی هم که جوون شد یه نفر با زیر پوش قشنگش اومد جلوی تلویزیون...

 

ما یه دوربین جدید خیلی باحال تر از قبلی خریدیم.

ما دیشب ساعت ۴ خوابیدیم ولی من به عشق جومونگ ساعت ۹ بیدار شدم.

من با این که مسافرت بودم تونستم همه ی قسمت های جومونگو ببینم.

جمعه برای ما ۲۹ تا مهمون میاد

 

ام تی وی اومداااااا......

من در مشهد هم کلاسیم و مدیر مدرسه ی تیز هوشان پسرونه رو دیدم.

من در مشهد مادر بزرگم را به همراه ۵ عدد از عموام دیدم.

مامانم و خالم و پسر دایی و دختر دایی هاشون اصلا شبیه مادربزرگ مرده ها نبودن(یک سره بازار بودن)

 

مرغ و خروس و اردک      عید شما مبارک

عید شما مبارک           دمب شما سچارک

 

و سایر نکات جالب که یادم رفت...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شما در بخش نظر ها باید

۱-عید و سال نو را تبریک بگین

۲-تسلیت بگین

۳-در مورد وبلاگ نظر بدین

 

فعلا بای چون پدرم در اومد اینقدر نوشتم.