سالگرد ازدواج سونگ

سلام به همگی!

می دونین امروز چه روزیه؟امروز سالگرد ازدواج سونگ ایل گوک با خانوم جانگه.

خوب حتما خیلی از وبلاگ ها در موردش می نویسن.نامردا خیلی معروف شدن.ما هم تو مدرسه سوژه شدیم....

ما که نفهمیدیم باید خوش حال باشیم یا ناراحت؟

در هر حال اگه عروسی نکرده بود بهتر بود ولی ما بازم خوشحالیم.

نمی دونم از جزایر هاوایی سالم برگشت یا نه؟ انشاالله که برگشته باشه و برای زنش هم کلی سوغاتی آورده باشه...(برا ما هم همین)

اگه می خواین در مورد ازدواج آن ها مطالب بیشتری ببینین باید پست های پایینی رو نگاه کنین!

 

         

البته عکس رو  از وبلاگ الهه جون کپی کردم که حسابی ترکونده...

 الهه جون

این هم همین.متن کارت دعوتی ایه که برام فرستادن ولی من نتونستم برم.پیش میاد دیگه....فکر کنم ترجمه شده چون عروسیشون سنتی بود.(باید کره ای باشه)

Announcement to Heavens

 In the spring when sprouts do sing

Two people whose fate has been brought together by the heavens have prepared a wedding hall to promise to grow old together in wedded life. We shall attend to you as one serves a nobility, and wish upon for your presence so that the place where the blue yarned silk lantern shines will shine brighter. In the month of water rising, on the 15th periods of the days, the unity of one shall be raised. We announce to the heavens and bid to the world our sacred and joyful nuptials.

 

امید واریم که به پای هم پیر شن.البته خودش همیشه جوون بمونه زنش پیر شه...

نظر یادتون نره ها...

عروسی سونگ ایل گوک

فضول بالا خره رفت ...

می خواستم بگم سونگ ایل گوک (یونگ جانگ یا جومونگ)پارسال تازه ازدواج کرد باورتون می شه اونم با یه قاضی (۲۰۰۸/۱۵ مارس /۲۵ اسفند)...

وقتی۳۵-۳۶  سالش بود ازدواج کرد.

برام سواله که چرا با من مشورت نکرد زنش هم زیاد قشنگ نیست

نگاش کنین

این عروسی سیکرت  بود (به غیر از من و چند نفر دیگه دیگه کسی خبر نداشت)که منم چون برام یه کاری پیش اومده بود نرفتم...کره...؟

میگن زنش(مثه خودش) خیلی باهوشه.

چه قدر ناراحته

 
مثلا قرار بود مراسم ساده باشه...
 

دارا به زور زنش می دن.ببین چه ناراحته...!(تو فکر کیه...؟من...؟)

 
واقعا جشن ساده ایه...
 
این احتمالا خواستگاریه...
 



به قول یکی از خبرنگارا:...I just lost him
در هر حال یادتون باشه ۲۵ اسفند ۸۷  سالگرد ازدواجشونه....
 
بای بای

اردو

رفت:

ما رو امروز(جمعه که تعطیله) بعد از یه سال تمنا بردن اردو...با ۴ تا  ون(مینی مینی بوس)با هزار سختی به طرف سنگ درگاه حرکت کردیم  .خوب راهش خیلی فراز و نشیب داره (سر بالایی)ون ما هم نمی تونست بره بالا(سنگینی سرنشینان!).بنابراین  مجبور شدیم پیاده شویم و تا میشستیم می خوردیم به سر بالایی و مجبور بودیم پیاده شیم.خلاصه حدودا ساعت ۹ونیم بود که به آن جا رسیدیم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در آن جا:

هوا   ۹c بود.یخ کردیم.اون جا وسطی بازی کردیم.تنها بدی آنجا این بود که گوشی هامون آنتن نمی داد .اینقدر از کوه رفتیم بالا تا به جاده رسیدیم... اون جا دستشویی هم رفتیم(خیلی تمیز بودا!)بوی یه چیز بد می داد!در هر حال سبک شدیم و جای شما خالی...!ناهار رو ساعت ۱۲ خوردیم.اینقدر رسمی....!!!؟

اون جا یه سگ بود که همش دراز کش بود مریض بود.ما بهش چیپس دادیم و سرحال شد.راه افتاد تا بره برای خودش غذا پیدا کنه...

تازه بز ها اومدن و غذاهای مدیر و ناظم ها رو دزدیدند(خوردن)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازگشت:

ساعت ۴ که داشتیم برمی گشتیم  یکی از ون ها خراب شد و ما 

بچه های آن ون مجبور به ترک آن ون و ورود به ون دیگر شدند. به بچه های اول بر خورد سوار نشدند.بهد از این که اونا سوار شدن گلستان ۳ ها پیاده شدند و دیگر سوار نشدند تا مارو دیدند پس سوار ون ما شدند  پررو ها ی بی شخصیت پست باما دعوا هم میکنن.تا این که به سر بالایی رسیدیم ما هم اونا رو مجبور کردیم که پیاده بیان.  داشت گریه شون  درمیومد...(شما هیچی فهمیدی؟؟؟؟)خلاصه...تا  مدرسه فقط آهنگ کذاشتیم و داشتیم تو ون می رقصیدیم(جای شما خالی)ساعت ۵ رسیدیم خونه! 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سرگرمی:

حالا بشینین عینک رو حال کنین

یه چیز دیگه: خیلی خسته ام...

یه چیز دیگر: شما فردا مدرسه می رین یا نمی رین !؟؟؟

نمی رین؟

خلاصه: این که همه ی این اتفاق ها پیش میاد دیگه...!

راستی پیش بینی می شود که این وبلاگ ۲۵ ۱۰۰٪ آپ میشه!


ازدواج سونگ ایل گوک(2)

من واقعا از وب نوا و پافا معذرت می خوام ولی احساساتم  اجازه نداد کپی نکنم .جا داره همین جا وب نوا رو به عنوان یکی از بهترین سایت ها بلینکم:www.webnava.blogfa.com

حتما توش برین چون عالیه...

این متن کاملا مثل وبنواست و منم خیلی شرمندم.من معذرت می خوام که کپی کردم...

 

با توجه به استقبال شما دوستان تصمیم گرفتم در مورد عروسی سونگی کمی بیشتر بنویسم.تو پست قبل سوأل خوبی شد که پس همسر آقای سونگ کجاست، عکسی براتون گذاشتم که امیدوارم همسر آقای سونگ باشه چون ایشون با خانومای زیادی عکس گرفتند (با خنده)
سونگ ایل گوک ۳۶ ساله طی یه مراسم سنتی با همسرش خانم جانگ ازدواج کرد.اگرچه در این مراسم بیش از هزاران نفر حضور داشتند و تنها چند عکس بیشتر از این مراسم فاش نشد که چندتایی تو پست قبل برای شما دوستان گذاشتم.
همسر سونگ ایل گوک ، خانم جانگ یه خانم تحصل کرده و با کلاس(با خنده) است که تحصیلات خودشان را در دانشگاه ملی شئول در رشته حقوق مدنی به پایان رساندند.این زوج تقریباً جوان توسط دوست مشترکی با هم آشنا شدند و بعد از دو سال (قابل توجه ایرانیهای عزیز) مزدوج شدند.شهرت آقای سونگ باعث شد که او نخواهد نام همسرش فاش شود (البته وب نوا نام همسر آقای سونگ را فاش کرد و الآن آقای سونگ خیلی از ما دل چرکین شدن(با خنده)) چون ایشان یک شهروند عادی هستند.در این میهمانی حدود ۱۵۰۰ نفر دعوت شدند.

این هم همسر واقعی آقای سونگ ایل گوک (خانم جانگ):

(پست پایینی رو نگاه کنین...)

خبرای جدید!

خبر جدید اینکه سونگ ایل گوک با زنش یه کمی مشکل پیدا کرده

البته این رو از تو وبلاگ الهه جون خوندم و جدیدا هم می خواد بره

هاوایی حسابی خوش بگذرونه...(قبل از سالگرد ازذواجشون(۲۵)) !

خداروشاکریم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بعدشم اینکه کل عید (هر روز)میخوان جومونگ پخش کنن!ساعت ۷:۳۰ این

یعنی مسافرت بی مسافرت.اگه می خواین برین کنسل کنین!

ما کل عید مسافرتیم..آواره ایم...تلویزیون هم که همرامون نمیبریم...

واقعا مسخره است...

منبع:وبنوا

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرین و خنده دار ترین:تولد سونگ ایل گوک

به نظر شما این چیه؟براش کادو آوردن!که خودش تو کفش موند...

شما هم همین...

wbgjech1xkcui80mw69.jpg 

بازم ناراحته...شاید هنوز داره فکر میکنه اون چی بود...!

xi35eecqdmiuai0hgl4e.jpg 

اینم احتمالا برای خانومش آوردن...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                مدرسه +من =بدبختی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز باید یه کتاب ۳۰ صفخه ای رو که انگلیسی است رو بخونم و خلاصه کنم فردا هم امتحان تاریخ داریم یه ۵ تا هم انشا باید بنویسم

پس خداحافظ... 

 

بیوگرافی آوریل !

می دونم  که خیلی از شما  از آوریل خوشتون نمیاد

ولی اینو بدونین من واسه دل خودم گذاشتم.حالا دیگه

خودتون میدونین...ما رو هم با ۴ نظر ۲ نظر نا امید نکنین!

یعنی هیچ کدوم از پستا ۱۰ تا نظر نداره...!

یا نظر یا هیچی ! دیگه آپ نمیشه!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این عکس در طول تاریخ فیلتر شده سری سیو ش  کنین!!!!

بدو...الان فیلتر میشه ها...

مشخصات :(شایدم اشتباهه) 

نام کامل : Avril Ramona Lavigne

نام خودمانی : Avvie/Av

   تولد: 1984

  زادگاه: کانادا

  مليت: امريکايی

  قد: 157cm

وزن: 47 kg

  رنگ چشم: آبی  

رنگ مو: مايل به قهوه ای{خرمايی }

  رنگ های مورد علاقه: مشکی و قرمز

  ساز: گيتار

خال کوبی :——-

  سايز کفش: 7

  پدر : French-Canadian{John Lavigne}

  مادر : French-Canadian{Judy Lavigne}

  برادر : Matthew { بزرگتر }

  خواهر : Michelle{ کوچکتر }

 ...

 رو ادامه مطلب  کلیک کنین...!!!!!

 

حداقل نظر :۱۲تا...

                                    ۸تا(تخفیف نوروزی)

 

ادامه نوشته

عکس آوریل

اگه روی عکسای کوچک کلیک کنین ...بعد مراحل بعدی رو طی کنین...

بزرگ می شن...

 

  

Avril Lavigne picture #3895

 

Avril Lavigne picture #3903

 

 

خوش تیپ شدش...

 

      

Avril Lavigne picture #3897

 

 

 

  

جدیدا  خیلی  جلف  شده!

 

 

 

 

                                  

 

                                

             

 

پیشرفت دانش آموزان!

این انشا رو یه بد بخت در سال ۷۶ نوشته.سوال بعدیشم یه نفر دیگه اخیرا حل کرده ...که تازه کوچیک تر هم بوده .نوشته ها رو بخونین و با هم مقایسه کنین...اگه خیلی بد خطه بگین که متنشو خودم بنویسم...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینو نگاه کنین...

 

 

 

 

 

 

 

 

شما چه طور مینوشتین؟

این همه مطلب گذاشتم اون وقت همین چند نفر نظر دادن!

راستی ما برای مدرسه مون یه وبلاگ درست کردیم.ضرر نداره برین نگاه کنین.البته جدیده خیلی جدیده...(نظر هم بدین)

مدرسه ی ما(فرزانگان آمل)

فعلا خداحافظ...

فضول

یه چیز خیلی باحال . پارسال ۱۵ مارس(یعنی ۲۵ اسفند) کرد.خیلی  باحاله نیست...؟

...بعدا می نویسم...

اگه شما هم یه فضول تو خونتون داشتین چه طوری می پیچوندیش ؟اگه عصاب خورد کن اشه چی ؟خداییش نیم ساعته میخوام آپ کنم این فضول نمی ذاره همین جور کنارم نشسته  و ذول(درسته...)زده به مانیتور  می گه چرا جملت مجهوله ...چرا نمینویسی(خوبه کلاس پنجمه ها) اه...

مطمعا باشین یه پست باحال دارم که امروز در هنگام نبود فضول می نویسم...