یه کم به خاطر های طلایی من گوش فرا دهید!
رو تنگه بسفر یه دوست پیدا کردم اسمش بود مارال می رفت سوم دبیرستان آخرین رو ز به خرده از دستش ناراحن شدم چون...
به کسی نمی گم.
ما باید یه بار دیگه هم بریم استامبول چون هنوز جا داره ببینیم.خیلی هم بازار رفتیم.من اونجا ۴ تا بلوز ۲ تا پیرهن ۱ شلوار ۱ اسپری و ۳ تا لاک و... خریدم....
اوووووووووووووووووووووووووووووووووووو انقدر کره ای چینی دیدم که نگووووووووو...![]()
![]()
تازه با بچه های تیم ملی هم تو فرودگاه عکس گرفتیم....البته من برام جذابیتی نداشت ولی برای داداشم چرا اون با زندی عکس گرفت!!!
خب دیگه زیاد حرف زدم بریم سراغ آپ....دیشب بالا خره قسمت آخر جومونگ پخش شد ...یه نفس بکشین ...خب حالا بچه هایی که جومونگ دو ندیدن یه خبر خوب : سریال امپراطور باد ها از شکه ی دیدار پخش می شه تا حالا سه قسمتش هم پخش شد!
یه خبر بد:تو لابی هتل داشتم مجله ی ایده ال می خوندم که دیدم توش نوشنه:سونگ وقتی بچه بود می رفت تو یه فلعه و اونجا شیطونی می کرد و آرشم از بالاش افتاد و سرش شکست
هنوزم جای خیش هست.شما چی میگین؟عکس بچگیاش تا امروز.

فوری:یه سایت خوب برای آپلود به من بگین به جز مای آپ...
سلاااااااااام!